خرید بک لینک
میگن هرچیزی تازه اش خوبس به جز رفیق که کهنه اش ارزش دارد...

راه دور است...خوب می دانم تمام حرف های گفته و نگفته را...دریا را به دل می زنم...دل که دریایی شود حکما چشم هایت دریا می شوند.آن گاه می نشینی پیش خودت و به تپش قلبت گوش می دهی...قلبی که این بار تپش متفاوتش را با تمام وجود احساس می کنی...و انگار که نمی خوانی باور کنی خیلی چیزها را؛دست هایت را می فشاری به قلبت که آرام تر فریاد کند تمام لحظات خاموشی و سکوت را...و ناگزیر می شوی چشم هایت را ببندی و فریاد ها را در خود زندانی کنی...و حکم این زندانی بی گناه حبس ابد است...حبس در تنگنای گلویی که در حسرت شکستن میله های سرد و بی روح بی تفاوتی است...

اما این راه دور به زودی به بن بست می خورد...قدم هایت را استوار بردار...باید جاده را دور بزنی...باید جاده ی دل را دور بزنی...نه این که بزنی به جاده خاکی...نه...باید راه را درست انتخاب کنی...راهی که به بن بست نخورد...و بی شک این راه همان نرفتن است...

چشم هایت را آرم ببند و گوش کن ...تکرار کن...تکرار کن که هم سفر راه تو دیرزمانی است که دریا را به دل زده...و دل که دریایی شود حکما چشم ها دریا می شوند...به دریا نگاه کن و خاموش باش...نگاه کن و دل را به دریا بزن...دل را به دریا بزن و آرام باش...

**دلم هوای رفیق قدیمی کرده***

من نمیگویم همه به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ولی ادعا میکنم زمانی هم که بیادشان ندارم هم دوستشان دارم از صمیم قلب...

برچسب: نویسنده: هستی محبی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 18:05

صفحه بندی